به گزارش سلامت نیوز به نقل از خراسان، گاهی رابطهای تمام میشود، اما ذهن و دل آدم هنوز از آن عبور نکرده است. زندگی به ظاهر ادامه دارد، اما یک رفتار کوچک نشان میدهد چیزی در درون ما همچنان درگیر مانده است: سر زدن پنهانی و بیاختیار به صفحه عشق سابق در فضای مجازی. رفتاری که شبیه بازگشت دوباره به کتابی است که میدانیم فصل آخرش تمام شده، اما باز هم وسوسه میشویم چند صفحه از آن را بخوانیم؛ شاید به امید یافتن معنایی تازه، شاید برای آرام کردن دل و شاید فقط از سر عادت. اما این بازگشت، نه زخمی را درمان میکند و نه گرهی را میگشاید، تنها ذهن را دوباره به همان مسیر فرسوده میبرد.
مقایسه، حسرت و بازگشت به گذشته
این کنجکاوی خاموش، در بسیاری از موارد نشانه وابستگی عاطفیِ حلنشده است. وقتی رابطهای ناگهانی، مبهم یا زخمیکننده پایان مییابد، روان انسان مدتی در حالت تعلیق میماند و مدام در پی معنا، نشانه یا توضیحی تازه میگردد. در این میان، شبکههای اجتماعی به پنجرهای تبدیل میشوند که از آن میتوان زندگی فرد سابق را تماشا کرد، اما این تماشا، بیش از آنکه آرامش بیاورد، مقایسه، حسرت و اضطراب را زنده نگه میدارد. هر تصویر، هر استوری و هر نشانه تازه شاید برای لحظهای حس نزدیکی یا آگاهی بدهد، اما در عمق ماجرا، همان رشته نازک وابستگی را دوباره محکمتر میکند.
رهایی از چرخه چک کردن
رهایی از این چرخه با انکار و زورگویی به خود آغاز نمیشود، با پذیرش آغاز میشود. باید صادقانه پذیرفت که بخشی از ما هنوز درگیر آن رابطه است و این درگیری، نشانه ضعف نیست. نشانه تجربهای مهم و ناتمام است. وقتی احساس را بپذیریم، میتوانیم بهجای جنگیدن با آن، برایش مرز بگذاریم. یکی از مهمترین گامها، کم کردن مواجهه با محرکهاست. بیصدا کردن اعلانها، دنبالنکردن، یا فاصله گرفتن از صفحاتی که ذهن را دوباره به همان کوچه قدیمی میبرند. این کار نه از سر بیمهری، که برای مراقبت از روان است.
آنچه واقعا دنبالش میگردیم چیست؟
در کنار آن، نوشتن احساسات بسیار کمککننده است. ثبت روزانه فکرها و هیجانها، ذهن را از چرخش بیپایان بیرون میآورد و به آن نظم میدهد. گفتوگو با درمانگر یا فردی امین هم میتواند لایههای پنهان این وابستگی را روشنتر کند، چون گاهی آنچه دنبالش میگردیم، خودِ فرد سابق نیست، بلکه احساسی است که در کنار او تجربه کردهایم: دیدهشدن، تأیید، امنیت یا تعلق. تا این نیاز شناخته نشود، ممکن است در رابطههای بعدی هم دوباره تکرار شود.
بلوغ عاطفی؛ آغاز آرامش
باید به زندگی اکنون برگشت. به عادتهای روزمره، به دوستیهای زنده، به کار، به حرکت و به تجربههای تازه. ذهن زمانی از گذشته جدا میشود که برای حال، جای واقعی باز کنیم. رهایی از چک کردن صفحه عشق سابق، در حقیقت بازپسگیری اختیار دل از چیزی است که دیگر به امروز تعلق ندارد. و این رهایی، هرچند آرام و تدریجی، آغاز بلوغی عاطفی است که انسان را از تکرار درد به سوی آرامش میبرد.

نظر شما